2 تارفیق عاشق یه دختربودن

دختره3تاپیك عرق میریزه دوتا شو میذاره جلو2تارفیق میگه تو یکیش زهره بخورید،هرکی زنده موند،بااون ازدواج میکنم!

اولی میخوره میگه بسلامتی رفیقم که من بمیرم اون به عشقش برسه

دومی هم میگه بسلامتی رفیقم که من بمیرم اون به عشقش برسه

دختره هم میخوره میگه ریدین با این لوس بازیاتون، تو هر دوتا زهر بود،من عاشق یکی دیگه ام، می خورم به سلامتی عجقم که سانتافه داره ....