دوست داشتن , دوست داشتنی ترین , دوست داشتنی , دنیاست ## یا علی
من تقریباً تو دستشویی نشسته بودم که از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت؛
سلام حالت خوبه؟
من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی
هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم؛
- حالم خیلی خیلی توپه.
بعدش اون آقاهه پرسید؛
- خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟
با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم برای همین گفتم؛
- اُه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا می گذشتم..
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه، به هر جور
بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم؛
- منم می تونم بیام طرفت؟
آره سؤال یکمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با
حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم؛
- نه الآن یکم سرم شلوغه!!!
یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
- ببین. من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی داخل دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب
می ده!!! ول کن هم نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!


ماجرای عشق یک مرد جوان !
من سرم توی کار خودم بود ....1
بعد یه روز یه نفر رو دیدم ....1
اون این شکلی بود !1
ما اوقات خوبی با هم داشتیم ....1

من یه کادو مثل این بهش دادم که...{وای وای}
پیشنهاد میکنم حتما ادامه مطلب رو ببینید خیلی جالبهکدبانوی قدیم، کدبانوی جدید
صبح ساعت 5
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.
صبح ساعت 6
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است
صبح ساعت 7
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.
صبح ساعت 11
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و در با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است
ظهر ساعت 12
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت میکند
ظهر ساعت 13
قدیم: در حال شستن جوراب و لباسهای آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.
ظهر ساعت 14
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV میباشد.
ظهر ساعت 15
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان میباشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.
عصر ساعت 16
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباسهای خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد میکشد.
عصر ساعت 17
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.
عصر ساعت 18
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را میبرد.
شب ساعت 19
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.
شب ساعت 20
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.
شب ساعت 21
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل میفرمایند.
شب ساعت 22
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.
شب ساعت 23 و 24
قدیم: ...
جدید: در حال مشاهده ماهواره هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید.
ای بابا زن هم زن های قدیم ... 
عکــس احمدی نژاد در 27 سال پیش ( فوق العاده+ویژه)

افتتاح کارخانه بسته بندی با حضور استاندار آذربایجان غربی و فرماندار خوی در تاریخ ۱۸/ ۱۱/۱۳۶۱
این عکس مربوط به ۲۷ سال قبل و زمان فرمانداری آقای احمدی نژاد در شهرستان خوی می باشد.
رئیس جمهور متولد سال ۱۳۳۵ است
نظرت چیه
؟؟؟؟
بعد از بازداشت «مجید توکلی» ناگهان سر و کلهی مردان چادری با سبیلهای جوراجور پیداشد. ما دیدیم ممکن است خیلیها با این دختران شایسته و تو دل برو ناگهانی روبرو شوند و ناگهان سنگکوب کنند و به لقاءالله بپیوندند. برای همین عکس بعضی از آنها را منتشر میکنیم تا هم از زیبایی دلفریبشان کیف کنید، و هم آمادگی لازم را کسب کنید.


نظر فراموش نشه
به نقل از وبلاگ طنز+( جوكستان شلم شوربا )
ما آدمها بنا به دلایلی گاهی اوقات محتوای حرفی که می زنیم ، با نیات درونی مان کمی اختلاف جزئی دارد! برخی از این اختلافات معانی را با هم مرور می کنیم.
اجتماعی:
تشریف داشته باشید: پاشو برو دیگه!
اجازه بدین من حساب کنم: یاا... حساب کن دیگه .
دوستت دارم: اگه ok بدی "مکان" ردیفه .
نظرات وبلاگ
آفرین!خیلی خوب بود: بد نبود اما من بهتر می نویسم، به من سر بزن .
چقدر قشنگ می نویسی: بد نبود اما من قشنگتر می نویسم، به من سر بزن .
اگر موافقید با هم تبادل لینک کنیم: اگر موافقید با هم تبادل شماره تلفن کنیم، به من سر بزن .
به من سر بزن: تو خجالت نمی کشی به من سر نمی زنی؟
خواستگاری:
می خوام ادامه تحصیل بدم: حالم ازت به هم می خوره .
گذشته شما برام مهم نیست، مهم آینده است: تو رو خدا یه وقت راجع به گذشته من تحقیق نکن .
من در رابطه با حجاب سخت گیر نیستم: البته حواست باشه فقط در رابطه با حجاب سایر زنها سختگیر نیستم!
فکر کنم خونواده های ما از نظر فرهنگی به هم نخورن: فکر کنم شما بی فرهنگها از پشت کوه اومدین.
مکالمه تلفنی:
یه وقت دیرت نشه (یا پشت خطی دارم): چقدر حرف می زنی؟ کله ام رو خوردی .
خب من باید کم کم برم: لعنتی برو دیگه، بخاطر پول تلفن ورشکست شدم.
الو منزل آقای فلانی؟: می تونی صحبت کنی؟
ببخشید کجا رو می خواستید؟ : الان نه!
رستوران
ببخشین، لیست همه غذاهاتون همینه؟: ببخشین غذای ارزونتر ندارین؟
گوشتش تازه اس دیگه، نه؟: گوشتش، گوشت خر که نیست، نه؟
کم و کسری ندارین قربان؟: این انعام ما چی شد؟
هنری:
من همیشه عاشق کارهای شمام: میای با هم یه زوج هنری تشکیل بدیم؟
اگر بازیگر مشهوری شدم بخاطر رنگ چشمهایم نبود: درسته که خوشگلم ولی خب پارتی هم داشتم.
استاد، آخرین اثر شما خیلی جالب بود، منو یاد کتاب ... انداخت: استاد، سرقت ادبی در روز روشن؟
اگه پسرا با جنبه میشدن !!!
1. هر پسری فقط یه دوست دختر داشت .. ( و از اونجایی که تعداد دخترا خیلی بیشتر از پسرهاس سر خیلی از دخترا بی کلاه میموند ( البته الانم هستا. ) و لذا جنگ جهانی سوم و چهارم بین دخترا اتفاق می افتاد .!!
2. هر پسری یک هفته اول دوستی به خواستگاری میرفت پس در این صورت دوران خوش دوستی و استرس قرار و تلفن از بین میرفت !
3. فشار بر روی دختران برای قبول شدن در دانشگاه بیشتر میشد ... کار به گیس و گیس کشی کشیده میشد !
4. بوی ترشی کشور رو بر میداشت لذا برای شهرداری مشکلاتی زیادی به وجود میومد !!
5. ازدواج برای دختران تبدیل به آرزو و رویای شبانه میشد (البته الانم هستا) !!
6. برای گرفتن گل از دست عروس خین و خین ریزی راه میافتاد !
7. مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر میشد !!
8. شوهر مثل قند و شکر کوپنی میشد وبرای گرفتن اون صفهای طولانی بوجود میومد !
پس نتیجه میگیریم که اگه پسرا همین طوری بی جنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه تمدن بشری !
نظر شما چیه ؟؟؟؟



عاقبت چت بازی


توضیحاتی در مورد وبلاگ
این وبلاگ كاملا مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد و هیچ گونه فعالیت غیر اخلاقی یا سیاسی ندارد.
(آقا آرش بیست و چند ساله از استان فارس زیبا#.:. آباده .:.#)
من از وبلاگم درآمد نمی خوام داشته باشم لطفا پیشنهاد ندین
تو وبلاگم هیچ لینك باكسی نمیزارم جون همشون به نظرم كشك هستن
نوكر همتونم هستم اگه امری فرمونی دارین تو نظرات بگین
موفق باشید و پیروز زیر سایه حق تعالی باشید یا علی
###########
دوست داشتن دوست داشتنی ترین دوست داشتنی دنیاست
بیایید دوست بداریم
###########
برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد
خدایا
به آنها که دوست میداری نشان ده که عشق از زندگی کردن بهتر
و بدانها که بیشتر دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر
خداوندا ، به ما توفیق تلاش در شكست ،صبر در ناامیدی ،رفتن بی همراه ،جهاد بی سلاح ،كار بی پاداش،فداكاری در سكوت ،دین در دنیا، مذهب بی عوام ،عظمت بی نام ، خدمت بی نام ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود،گستاخی بی خامی ،مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنكه دوست بداند، روزی كن .خدایا به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ ، بر بی ثمری لحظه ای كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی خویش ،سوگوار نباشم .